آموزش و پرورش به عنوان نظام کاستی جدید / مطلب تحلیلی

بحثی که در زیر می آید نقدی است بر سیستم کلان آموزش و پرورش در کشور، اما برای درک بهتر موضوع در این نوشته با بررسی و اشاره به وضعیت آموزش پرورش شهرستان بناب بر آنیم تا درک موضوع را برای خوانندگان ملموس تر و قابل فهم تر نماییم.

چرا که آموزش پرورش شهرستان بناب تافته جدا بافته از ساختار اداری آموزش و پرورش رو به انحطاط کلان کشور نیست.

بر اساس اصل سوم قانون اساسی: دولت موظف است آموزش و پرورش و تربیت بدنی رایگان برای همه مردم در تمام سطوح، و تسهیل و تعمیم آموزش عالی را تامین کند.

اصل سی ام چنین بیان می کند: دولت موظف است وسایل آموزش و پرورش رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم سازد و وسایل تحصیلات عالی را تا سر حد خود کفایی کشور به طور رایگان گسترش دهد.

بر اساس این دو اصل آموزش تا حد متوسطه به صورت رایگان بوده و این حاکمیت است که باید به وسیله دولت امکان این امر را مهیا سازد.

علاوه بر این، بر اساس قانون تحصیل در مدرسه برای عموم کودکان اجباری است.

با در نظر گرفتن این موارد که قوانین بسیار متمدنانه ای هستند، مروری بر آموزش و پرورش و به طور اخص آموزش و پرورش شهرستان بناب که جدای از ساختار کلان آموزش و پرورش نیست، خواهیم انداخت.

در شهرستان بناب چند نوع مدرسه امر آموزش و پرورش را بر عهده دارند؟ به نظر، مروری برانواع مدارس مفید خواهد بود و شاید ما را به تعمق وادارد.

در زیر به فهرستی از انواع مدارس موجود در شهرستان بناب نظرمی کنیم که می تواند انعکاسی از انواع مدارس کل کشور باشد.

البته مدارس کل کشور حتما از نظر گوناگونی بسیار متنوع تر از مدارس شهرستان بناب است: ۱- مدارس فرزانگان (معروف به تیز هوشان) دارای آزمون است و از دانش آموزان شهریه دریافت می نماید.

سازمان ملّی پرورش استعدادهای درخشان در سال ۱۳۵۵ تحت عنوان مؤسسه غیر انتفاعی تشکیل و به ثبت رسید.

این سازمان در سال ۱۳۵۸ در وزارت آموزش و پرورش ادغام گردید.

هیات وزیران در جلسه مورخ ۲۲ / ۳/ ۱۳۶۷ بنا به پیشنهاد هیات امناء سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان و به استناد ماده واحده وابستگی سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان به وزارت آموزش و پرورش مصوب یکصد و پنجاهمین جلسه شورایعالی انقلاب فرهنگی اساسنامه سازمان مزبور را تصویب نمودند.

۲- مدارس نمونه دولتی این مدارس دارای آزمون ورودی هستند ولی شهریه ای دریافت نمی نمایند.

به استناد مصوبه چهارصدو پنجاه و نهمین جلسه شورای عالی آموزش و پرورش مورخ ۲۴/۶/۱۳۶۷ که طی شماره ۴۰۱۶/۱۲۰ مورخ ۳۰/۶/۶۷ ابلاغ شده است، شورا موافقت نموده در مناطق مشروحه زیر که جزء مناطق محروم آموزشی کشور شناخته شده اند مدارس نمونه آموزشی تأسیس گردند.

۳- مدارس هیات امنایی این مداری مستقل از مدارس عادی بوده و دارای شهریه می باشند.

تصویب اساسنامه مدارس هیات امنایی با اصلاحاتی در مورخه ۱۳۸۵ در شورای عالی وزارت آموزش و پرورش صورت گرفته است.

در شهرستان بناب مدارسی مانند طه و ملاصدرا از این نوع مدارس هستند.

۴- مدارس صدرا این مدارس آزمونی ندارند و شهریه ای دریافت نمی نماید.

مدارس علوم و معارف اسلامی صدرا در سال ۱۳۸۱ تأسیس ‌شدند.

مجوز این مدارس عام و به نام سازمان تبلیغات اسلامی می باشد.

۵- مدارس شاهد این مدارس دارای آزمون ورودی هستند و شهریه دریافت می نمایند که بر اساس مصوب۱۶۲ جلسه مورخ ۲۹/۸/۱۳۶۹ شورای عالی انقلاب فرهنگی تشکیل شده اند.

۶- مدارس غیر انتفاعی این مدارس بدون آزمون بوده و دارای شهریه هستند.

قانون تأسیس مدارس غیرانتفاعی که در جلسه روز پنجشنبه ۵/۳/۱۳۶۷ مجلس شورای اسلامی و بند «د» ماده ۳ آن که مورد ایراد شورای نگهبان بوده در جلسه مورخ۱۹/۷/۱۳۶مجمع تشخیص مصلحت نظام اسلامی به تصویب رسیده و طی نامه شماره ۳۵۹۳/۱مورخ ۱۲/۸/۶۷ ریاست جمهوری به نخست وزیری واصل گردیده به پیوست جهت اجرا ابلاغ شده است.

۷- مدارس سما مدارس دانشگاه آزاد (معروف به سماء) بدون آزمون و دارای شهریه و جزو مدارس غیر انتفاعی هستند.

در سال ۱۳۷۰ که آموزش و پرورش با محدودیت هایی از نظر توسعه فضای آموزشی روبرو بود از طرف دکتر جاسبی ریاست دانشگاه آزاد اسلامی آن زمان طرح جامعی برای توسعه مدارس غیر انتفاعی کشور ارائه شد.

متعاقب آن بر اساس توصیه ی جناب آقای هاشمی رفسنجانی رئیس جمهورمحترم وقت و رئیس هیأت امنای دانشگاه آزاد اسلامی، فعالیت های سازمان «سما» شکل گرفت.

در سال ۱۳۷۳ رئیس دانشگاه آزاد اسلامی توسعه مدارس سما و توجه مسئولین به تربیت اسلامی و علمی دانش آموزان را یکی از محورهای حرکت دانشگاه اعلام داشتند.

اساسنامه سازمان که به تصویب هیأت امنای دانشگاه رسیده است، فعالیت در دوره های تحصیلی آموزش عمومی و کاردانی فنی و حرفه ای را به عنوان کارکرد این سازمان تعیین کرده است.

۸- ایثارگران بدون آزمون و بدون شهریه اساسنامه مدارس ایثارگران (رزمندگان‌، جانبازان‌ و آزادگان‌) در سال ۱۳۶۹ تصویب شد.

۹- مدارس استثنائی این مدارس تحت نظارت سازمان آموزش و پرورش استثنایی کشور می باشد و قبل از انقلاب به صورت سازمانی مستقل فعالیت می کرد ولی بعدها به عنوان بخشی از وزارت آموزش و پرورش تحت نظر آنها فعالیت می کنند.

۱۰- در نهایت مدارس دولتی بدون آزمون و بدون شهریه هدف از این تنوع چیست؟ به نظر این تنوع بسیار عالی است، امابا توجه به شرایط ثبت نام و کمی تعمق،شاید نظرمان تغییر یابد.

در کل ما می توانیم همه مدارس فوق را در چهار دسته کلی قرار دهیم: ۱- مدارس دولتی (رایگان) ۲- مدارس وابسته به نهادهای خاص (برخی رایگان و برخی پولی) ۳- مدارس دولتی دارای شهریه (پولی) ۴- مدارس غیر انتفاعی و خصوصی (پولی).

طبقه بندی مدارس فوق بر اساس دو محور است:۱) اعمال برنامه های هدفمند از سویسازمان های مسئول مدارس مربوطهو ۲) دریافت شهریه.

حتی دریافت شهریه نیز در راستای محور اول قرار دارد.

در واقع همه سازمان ها و نهادهایی که در امر آموزش و پرورش فعالیت می نمایند به خوبی واقف هستند که آموزش و پرورش رسمی محلی برای سرمایه گذاری مادی و درآمد نمی باشد و کسانی که با این هدف وارد صحنه آموزش و پرورش شده اند در طول زمان به اشتباه خود پی برده و این صحنه را ترک کرده اند و یا بر در آمدهای بسیار ناچیز قناعت می کنند.

اما بر این امر نیز واقف اند که سرمایه عظیمی از نیری انسانی و فکری در اختیار وزارت آموزش و پرورش قرار دارد و در تلاش اند تا آن را در اختیار خود گرفته و بر اساس اهداف خود این نیروهای بالقوه را تربیت نمایند.

حال اگر به نحوه ثبت نام، شهریه و میزان شهریه هر کدام از مدارس فوق توجه نماییم، به نظر ایرادی وجود ندارد که هیچ بلکه بسیار هم خوب است.

چون دانش آموزان و خانواده می توانند با توجه به هدف، سلیقه، توان مالی و حتی استعداد فرزندان خود مدرسه مناسبی را انتخاب نمایند.

اما توجه نماییم که موضوع به این سادگی نیست،یکی از دغدغه های برخی معلمان و اولیای دانش آموزان از این امر ناشی می شود که آموزش و پرورش با ایجاد تنوع و نیز اضافه کردن شهریه، خود خواسته یا ناخواسته عاملی برای ایجاد بی عدالتی آموزشی شده است.

برای درک این مسئله، موضوع را شکافته تر مطرح می کنیم.

معضل از این جا آغاز می شود که همه مدارس فوق به غیر از مدارس دولتی عادی شکل خاصی از انتخاب معلم برای مدرسه خود را دارند و همه مدارس فوق به غیر از مدارس دولتی عادی در انتخاب معلمان خود آزادی عمل زیادی دارند و این امر موضوع را بسیار پیچیده و ناعادلانه می کند.

هر مدرسه با توجه به اهداف، شرایط و امکانات خود در تلاش است که بهترین، زبده ترین و با سابقه ترین معلمانرا جذب نماید.

البته مدارس غیر انتفاعی شاید از این امر مستثنی باشند.

تا این جای کار به ظاهر هیچ ایرادی بر این امر وارد نیست.

اما مشکل از اینجا آغاز می شود که خود آموزش و پرورش تبدیل به عاملیبرای ایجاد بیعدالتی آموزشی شده و حتی این امر را نیز تشویق کرده و خود پیشگامنیز شده است.

برای روشن شدن بی عدالتی آموزشی باید درک درستی از نحوه اختصاص معلمان برای مدارس ویژه را مد نظر قرار داد.

برای این کار، آموزش و پرورش (حداقل در شهرستان بناب این گونه عمل می شود) هر سال قبل از سازمان دهی نیروها به صورت سالانه شورایی (تقریبا مرکب از رئیس، معاونان آموزشی، مسئول حراست و کارشناس مسول آموزش و مسئول رسیدگی به شکایات) تشکیل می دهد تا معلمان را در هدایت به مدارس خاص مدیریت نمایند.

به طوری کهمدارس ویژه قبل از سازمان دهی معلمان، معلمان خود را انتخاب می کنند.

خوب این امر در اداره آموزش و پرورش شهرستان بناب تبدیل به امری معمول و طبیعی شده است و در ظاهر هیچ مشکلی ندارد، حتی به نظر مفید و عالی است.

اما در واقع سکه دو رو دارد.

وقتی دانش آموزان با توجه به استعداد و توان مالی خانواده و نیز معلمان با توجه به توانایی تدریس انتخاب شدند یک سوگیری به نفع خانواده های متمول و کودکان دارای استعداد شکل می گیرد و این امر موجب تضعیف معلمان مدارس عادی دولتی و دانش آموزانی که نمی خواهند و یا نمی توانند در مدارس خاص ثبت نام نمایند می شود.

در این میان حتی معلمان مدارس عادی نیز از ایجاد رابطه و تبادل تجربه و نظر با معلمان با تجربه محروم شده و در واقع حتی فضای ایجاد رابطه بین معلمان مجرب و کار آزموده نیز از معلمان تازه کار و کم تجربه نیز گرفته می شود و دانش آموزان مدارس عادی از وجود معلمان نخبه و دارای کارکرد عالی تر محروم می شوند و این امر موجب می شود که اداره آموزش و پرورش خود عامل و مجری بی عدالتی آموزشی شود.

با سیاست متنوع کردن مدارس ویژه و نیز غیر حضوری کردن دوره های آموزش ضمن خدمت معلمان این امر بسیار تشدید شده است.

آنچه در رابطه با انتخاب معلمان برای مدارس خاص در اداره آموزش و پرورش شهرستان بناب رایج و معمول است و سال های سال نیز این گونه عمل شده است در واقع سیستم به این گونه عمل می نماید که مدیر مدرسه، معلمی را بر اساس سیاست های مدرسه خود انتخاب و به شوارایی مرکب از رئیس، معاونان آموزشی، مسئول حراست و کارشناس مسول آموزش و مسئول رسیدگی به شکایات ارایه می نماید و این شورا معلمان مورد نظر را ارزیابی مجدد نموده و اجازه تدریس در مدرسه فوق را صادر می نمایند.

یعنی این شورا است که تصمیم نهایی را می گیرد که معلم خاصی بتواند در مدرسه ویژه تدریس نماید یا نه و در صورتی که معلمی توان تدریس در مدرسه خاص (غیر از مدارس دولتی عادی) را نداشته باشد آن را برای تدریس به مدارس دولتی عادی ارجاع می دهد.

که نقد اصلی ما در این جاست.

یعنی معلمی که توان تدریس در مدرسه مثلا شاهد و یا ایثارگران و یا تیزهوشان را ندارد به چه دلیل شما آن معلم را مثلا برای تدریس به مدرسه شهدای مکه یا شهید فهمیده و … می فرستید؟ یعنی کودکانی که در مدرسه شهدای مکه یا شهید فهمیده درس می خوانند ارزش انسانی کمتری نسبت به کودکانی که در مدرسه شاهد یا ایثارگران درس می خوانند دارند؟ دلیل شما به عنوان یک مسئول اداری در جانبداری از دانش آموزان خاص چیست و دلیل بی توجهی به دانش آموزان عادی چیست؟ مسئله دیگر در آموزش و پرورش این است که این سازمان بخشی از مسئولیت خود را در امر آموزش و پرورش بر عهده سایر ارگان ها و سازمان ها و … قرار داده است.

در واقع به نوعی بار مالی آموزش و پرورش کم شده است.

به نظر با وجود این باید بتواند با فراغ خاطر به آموزش و پرورش سایر کودکان که نتوانسته اند در آن مدارس ثبت نام کنند، بپردازد.

اما آیا واقعا این گونه شده است؟ همچنین سوال دیگری نیز مطرح می شود این است که آیا سرانه مبلغی که برای دانش آموزان مدارس خاصهزینه می شود با سرانه مبلغی که برای دانش آموزان عادی هزینه می شود برابر است؟ اصولا باید برابر باشد و در صورت برابر بودن می توان اعلام کرد که آموزش و پرورش بخشی از عدالت آموزشی را حداقل رعایت کرده است.

محاسبه میانگین سرانه هزینه شده برای هر دانش آموز بسیار ساده است.

هر سال فاکتورهای مدارس جهت تایید و … در اختیار حسابداری اداره آموزش و پرورش قرار می گیرد می توان میزان گردش مالی هر مدرسه را بر تعداد دانش آزموان آن تقسیم کرد تا مشخص شود که چگونه مسئولین آموزش و پرورش بر پیکره این جامعه بذر بی عدالتی را می افشانند.

اما باز با توجه به امکانات آموزش و پرورش و مدارس و مقایسه آنها با هممی توان به این نتیجه گیری رسید که چون مدارس خاص شهریه دریافت می نمایند به طبع آن از نظر امکانات در مقایسه با مدارس عادی دارای امکانات و شرایط آموزشی بسیار مناسبی در مقایسه با مدارس عادی هستند.

بر عکس مدارس عادی که باید با توجه به این که بار مالی آموزش و پرورش کمتر شده (به دلیل شکل گیری مدارس خاص) دارای وضع بهتری باشند ولی کاملا بر عکس مدارس عادی از نظر امکانات در حد بسیار ابتدایی و عقب مانده ای هستند.

تا جایی که حتی بهترین امکانات، و حتی بهترین ساختمان های آموزشی نیز در اختیار مدارس خاص قرار می گیرند و بدترین و غیر استاندارد ترین ساختمان ها در اختیار مدارس عادی هستند.

علاوه بر مدارس فوق مدارس دیگری در ساختار آموزش و پرورش وجود دارند که بسیار غریب و مظلوم واقع شده اند و هرگز نامی از آنها به میان نمی آید.

این مدارس همان مدارس استثنایی هستند.

دانش آموزان این مدارس با توجه به مشکلات هوشی و نیازهای خاصی که دارند انتخاب می شوند و این کودکان نیازمند حمایت شدید و آموزش های ویژه تحت نظر معلمان ویژه، مجرب و آموزش دیده هستند.

آیا این گونه است؟ اگر فرصتی بود در مورد این مدارس در نوشته ای جداگانه صحبتی خواهیم داشت.

دکتر جعفر ممقانی ؛ دبیر اموزش و پرورش در شهرستان بناب.