بنام خدا باتشکرازشماخواستم گوشه ای ازمشکلات کوی شهرداری رابه عرض برسانم.

مشکل ترددکامیونهای سنگین، نظافت نامناسب شهرک توسط عوامل شهرداری، قطعات خالی که به محل انباشته شدن زباله تبدیل شده است ولازم است شهرداری بارایزنی مناسب وباسازوکارهای موجود نسبت به الزام مالکین به ساخت یافروش اقدام نماید، ایجادخدمات شهری مثل دستگاه خودپردازوبانک درشهرک واین طوری نباشدکه تمامی امکانات درمرکزشهرانباشته شود بامدیریت قوی خدمات به مناطق کم برخوردارنیزتوزیع شود، رعایت مبلمان شهری درشهرک ها یکی ازمواردمهمی است که رعایت نمی شود.

باآرزوی موفقیت شما وگسترده شدن چترعدالت درهمه نقاط شهر فرستنده : جواد[divider] .

با سلام و خسته نباشید ؛ مشکل ما در رابطه با مسکن مهر می باشد که از سال 1386 تا حالا هیچ مسکنی را تحویل نداده اند فلذا هر موقع که جلسه اعضای می گذارند از تمامی اعضا پول می خواهند در سال 1386 به ما گفته بودند مبلغ 6 میلیون تومان اگر بدهی مسکن خودتان را تحویل می گیری الان اینجانب مبلغ 8/5 میلیون تومان واریز کرده ام در جواب می گویند شاید شاید شهریور ماه یا خرداد ماه 92 تحویل بگیری و در ضمن یه روز می گویند مدیر شرکت آقای عبدی و یه روز می گن آقای قهرمانی حال از شما مسئولین محترم خواهشمندیم در این زمینه اقدام نماید تا دعا ی این مردم مظلوم پشتیبان شما باشد.

با تقدیم احترام فرستنده: اسماعیل[divider] سلام چه کسی باید به داد این ملت برسد وقتی که در ادارات مورد بی حرمتی بی توجهی و توهین کارمندان می شوند آیا ادارات ملک شخصی کارمندان است ؟آیا کارمند یک اداره حق دارد به مراجعه کنندگان توهین کند و آنها را خوار و ذلیل بشمارد؟چه کسی مسول این امور است؟ بنده از یکی از کارمندان اداره برق در این مورد شکایت دارم.

چه کنم؟ یک شهروند[divider] با سلام و خسته نباشید به مدیر سایت اینجانب از مسعولان شهرستان بناب تقاضاها و نظرات سازنده و انتقاداتی دارم که از جناب عالی تقاضا دارم که با درج آنها در سایت و رساندن آنها به گوش مسولین تا موجب پیشرفت شهرمان باشیم.

با تشکر فراوان محمد [divider] کمربندی شرقی زیرگذر قبرستان بابالار ساعت 11 صبح پنجشنبه مورخ 92/01/08  خودروی نیسانی حامل مسافر در اتاق بار هنگام عبور از زیرگذر سرنوجوان 14 ساله به سقف زیرگذر برخورد نمود و خون از دهان و بینی اش فواره کرد که بلافاصله به بیمارستان امام خمینی ارجاع داده شد و سپس در ساعت 13.

30 به تبریز اعزام شد.

این خود رو حامل 6 سرنشین شامل دو زن مسن در جلو و 3 کودک و نوجوان و یک خانم در اتاق بار بود.

بی احتیاطی راننده در سوارکردن مسافر در اتاق بار و بی اختیاطی نوجوان در عبور از زیرگذری که ارتفاع لازم را ندارد محرز است اما این خلاف و بی احتیاطی تمام ماجرا نیست چرا که سالها قبل اهالی محل و همشهریان ، غیر استاندارد بودن زیرگذر را به مسئولان گوشزد کرده بودند.

اگر مسئولیت احداث و نگهداری این کمربندی و حواشی آن به عهده وزارت راه و شهرسازی باشد مسئولیت استاندارد سازی و بی خطر نمودن جاده نیز برعهده این وزارت و اداره راه شهرستان بناب است و در غیر آن شهردار وقت و شورای محترم وقت شهر باید پاسخگو باشد.

اگر چنانکه امیدی به نجات این نوجوان باشد حدود 100 میلیون تومان هزینه عمل و نگهداری و .

روی دست والدین این خانواده خواهد گذاشت.

معلوم نیست که در آینده چه اتفاقات دیگری این زیر گذر برای مردم بی چاره شهر رقم خواهد زد! فرستنده: HSN[divider] با سلام امروز دوباره شاهد تصادف دردناک دیگری در تقاطع (بریده) شهرک فرهنگ بودم که حالم را بسیار خراب نمود .

باید بگم برای خودم و بناب خیلی متاسف و ناراحتم به خدا با این مسئولانی که داریم هیچ امیدی به آینده ی بناب نیست.

فقط خواهش میکنم مطلبی در این مورد در سایت بنویسید .

من اهل قلم نیستم وگرنه خودم مطلبش را برای شما میفرستادم .

یک شهروند بنابی[divider] سلام چندی پیش در گذری که به پارک شهر داشتم متوجه اجرای پارک ترافیک شدم با جداول بتنی کار شده بود که کلا در هیچ ارگانی و سازمانی مورد تایید نمیباشد از یه همشهری پرسیم این زیر خاکی ها رو از کجا میارند؟ گفت اینها یه نفر به شهرداری بناب قالب میکنه که حتی تو شهر خودشون هم خریدار نداره ولی به بخاطر علاقه ای که کارکنان شهرداری و .

به ایشون و کار و کاسبیش دارن زیبایی، کیفیت، سرمایه شهروندان این شهر رو فدای این آقا میکنن.

حسین[divider] موضوع: گلایه از برخورد نامناسب نیروی انتظامی درشب چارشنبه سوری در فرهنگ ملی ماایامی برای شادی وسرور در نظرگرفته شده که مردم ما سعی می کنند در آن ایام به نحوی شادی خود را نشان بدهند بنده به عنوان یک شهروند در شب چارشنبه سوری سال 91 که از خیابان کارگر جنب مدرسه شهدا(سابق ) میگذشتم از برخورد نیروی انتظامی یکه خوردم که مگر چه خبره ؟ که مأموران زحمت کش نیروی انتظامی با باتوم مردم را ازکوچک وبزرگ دنبال می کردند سوالی که من از مسئولان محترم امنیتی شهرستان دارم اینه آیا راههای دیگری غیر از خشونت با شهروندان نه بیگانگان وجودندارد ؟ معمولا رفتار خشونت آمیز اثرات سوء اجتماعی در جامعه می گذارد که مأموران ومسئولین شهر باید به آن توجه داشته باشندیکی از ویژگیهای نظام جمهوری اسلامی پاسخگو بودن آن است و انتظار از مسئولین وفرماندهی نیروی انتظامی آن است که از نیروهای زیردست خود توضیح بخواهندو خود نیز به مردم توضیح دهند که این شیوه برخورد چه توجیهی دارد؟ امید اینکه مسئولین نیروی انتظامی و عوامل تحت امر ایشان خود را ازمردم بدانند و کمی در برخورد با مسائل سنجیده تر ومردمی تر رفتار نمایندو به فرموده امام راحل این مردم امانت الهی بوده وهمیشه و درهمه حال خود را خدمتگزار مردم بدانند فرستنده: دوستدار بناب[divider] توضیح در مورد حوادث چهارشنبه سوری شب چهارشنبه سوری بنابه تماس تلفنی یکی از آشنایان خودرا به کوی میلاد رساندم.

بمب های دست ساز واقعا خطرناک بودند.

منطقه مسکونی است.

کافیه یکی از ساکنین و یا یکی از مسئولین یا معممین شهر تلفنی به 110 بزند.

فکر می کنید 110 به بهانه اینکه این مراسم سالی یک روز است و باید اجازه داد که مراسم برگزار شود می توانست از آن چشم پوشی کند؟ یکی از کارکنان بانکی خرخره مجروح خود را نشان می داد که حین عبور مورد اصابت ترکش بمب دستی قرار گرفته بود و مثل پیراهن عثمان به همه نشان می داد.

خود من که دورادور تماشگر بودم بعد از ترکاندن یک بمب و درست 5 ثانیه بعد از آن ترکش ضعیفی را در پیشانی خود حس کردم.

عکس العمل ساکنین این منطقه مرفه نشین هم برای ما نامعلوم است.

مورد دیگر که باعث تحریک ماموران شد هوو کشیدن جوانان بود.

ابتدا خودروی پلیس برای ارزیابی محل بدون هیچ واکنشی گشت زنی کرد و جوانان هوو کشیدند.

10 دقیقه بعد نیروی انتظامی با قدرت وارد معرکه شد و حصار را تنگ ترکرد و جوان و نوجوان گریختند و تعداداندکی گرفتار خشم نیرو شدند .

در چنین مواقعی ممکن است که یک رهگذر بی خبر از همه چیز نیز گرفتارشود.

نکات قابل تامل در این مورد به قرار زیر است: 1- چگونه در یک لحظه اندک همه به وجود یک مراسم در این محله باخبرشدندکه پاسخ آن وجود وسایل ارتباطی جدید است.

2- شور جوانی و دنبال دردسر رفتن در استخوان هر جوان لانه کرده و از خصوصیات آنان بشمار می رود.

آنان هیجان را دوست دارند.

من هیجان و عشق اکروباتی موتورسوارانی را دیدم که معلوم نبود از کدام محله یا روستای اطراف آمده بودند و در جنب و جوش و فرار و گریز که اگر پدرشان فوت می نمود چنین تقلایی نمی کردند! باید این هیجان را بشکل صحیحی خالی کرد نظیر تعیین محلی جدید و بدور از سکنه.

کسی چه میداند که درآن محله و در آن لحظه شاید دریکی از خانه ها یک بیمار قلبی وجود داشتو در حال زار.

3- برای یافتن راه علاج می توان پارک فدک را پیشنهاد نمود و قبلا اطلاع رسانی کرد که امکان خطر برای خانواده ها و کودکان وجود دارد.

آتش نشانی و یک آمبولانس نیز به آنجا گسیل داشت تا مراقب حوادث احتمالی باشد.

همانطور که می دانید در حل مسائل شهری همه سهیم هستند و سهم بنده این بود که عرض شد.

حال نوبت فرمانداری و شهرداری و اداره فرهنگ و نیروی انتظامی است که در یک نشست برای آینده نقشه ای بکشند.

فرستنده: HSN [divider] به اطلاع مردم محترم بناب و حومه می رساند که در انتخابات شوراها ی  اسلامی این دوره سعی کنید به افرادی که مدرک دکترای تخصصی در ارتباط با شورا ها و شهر سازی دارند، رای بدهید اول به مدرک نامزد نگاه کنید فرستنده: حسین[divider] ل 25 ها ساکن کدام شهرند؟ روز جمعه مورخ 92/01/24 عده ای از خودروهای سواری با پلاک ل25  در قلعه چای عجب شیر اتراق کرده و به صفای دل همراه با خانواده مشغول شدند.

فرزندان آنها توپ بازی کردند.

گلهای درختان گردو را با توپ هدف قرار دادند.

یونجه و مرتع را که با زحمت زیاد ساکنین و روستائیان روییده بود لگد مال کردند.

با وجود توسعه فعالیت های فرهنگی و تکرار پیام های زیست محیطی مبنی بر حفظ طبیعت، چرا مخ برخی ها بکار نمی افتد.

لابد اینها از لابلای غارها بیرون آمده و چیزی از تمدن و شهر نشینی حالی شان نمی شود؟ مسافران محترم قلعه چای عجب شیر از هرشهری که هستید ؟ خصوصا ل 25 ها ! آبروی ما را نبرید.

کشاورزان و روستائیان از مسافران نوروزی و 13 بدر و تعطیلات تابستانی بستوه آمده اند.

اگر کسی بعد از سیری شکم به نظافت زیرپای خود نپردازد ، چه تفاوتی با چهارپایان دارد؟ یادتان باشد که مرتع پوشش خودرو نیست .

برای رویاندن آن به آن آب و کود می دهند تا جیره غذایی حیوانات روستائیان باشد.

هرفضای سبز و علف حاصل دست طبیعت نیست.

فرق گیاه و چمن خودرو را با گیاه پرورشی بدانید و به کودکان خود یاد دهید.

آشغال خود را رها نسازید .

تا کی باید روستائیان مسئول جمع آوری ضایعات شما باشند.

چقدر باید تبلیغ نمود.

مگر شما تلویزیون در خانه ندارید؟ مگر نمی گویند محیط را حفظ کنید؟ درخانه اگر کس است یک حرف بس است.

در صورتیکه  بعد از این پشت سر شما حرف بدی بزنند ، مسئول خود شما هستید.

اینها کدام طیف از اجتماع ما هستند که نصیحت سرشان نمی شود و خود را قاطی آدمها کرده اند.

فرستنده: HSN[divider] ترقه بازی دولت (وزیر نیرو) در این شهر تمامی ندارد! وقتی میگوییم وزیر نیرو شامل نیروهای تحت امر ایشان  در حوزه وزارت - ادارات کل - سازمانها - شرکتهای برق منطقه ای - رئیس محترم شهرستان نیز می باشد.

15 سال است در محله فرهنگ در شمالشرق بناب که پیوسته روبه توسعه است، برق محله مشکل دارد.

هر سه هفته یکبار بمبی - ترقه ای می ترکد و عابران را زهر ترک می کند و محله 2000 خانواری را به خاموشی فرو می برد.

نمی توان مدعی شد که تحریم باعث کمبود قطعات است.

قطعه سازان و شرکتهای تحت قرار داد وزارت نیرو و شرکت ترانسفو زنجان و .

قطعات مورد نیاز از جمله ایستگاه تقلیل فشار را می توانند بسازند.

آیا دولت محترم از حل مشکل برق یک محله عاجز است؟ بعید است چنین باشد.

بنابراین یا گزارش به بالادست ها به هردلیلی نمی رسد تا دولت محترم نیزخدمت گزاری اش را ثابت کند و یا به مردم بها داده نمی شود.

خلاصه ما در سال چندین بار چهارشنبه سوری و ترقه بازی داریم و آنهم نه از سوی کودکان ، بلکه از سوی اداره برق شهرستان و در نهایت دولت محترم.

فرستنده: HSN[divider] کاندیداهای محترم شورای شهر سه دوره از عمر شورای شهر و 2 شهردار سپری شد.

14 عضو و 2 شهردار و اعتبارات رئیس جمهور هم نتوانست بخشی از مشکل یک منطقه از شهر را حل نماید: 1- مراحل انتقال کمربندی 2- اتصال خیابان آب به فرهنگ شما چکار خواهید کرد؟ با مراجعه به اعضای محترم فعلی و کارشناس شهرسازی اطلاعات لازم را کسب کنید.

در این مورد از شما سوال داریم! HSN[divider] 60 سال پیش ممی قوجا چه گفت؟ ممی قوجا پیرمردی بود بدون زن و عیال و درویش مسلک که در بالای درب مسجد انجمن زندگی می کرد.

و حدود 30 سال است که از دنیا رفته است.

وی از روسیه به بناب مهاجرت و در اینجا ساکن شده بود.

زمانیکه می خواستند در بناب خیابان احداث کنند گفت : خیابان درست می کنید یا قانلی یولی ( منظور سه چرخه چوبی آن روزگار و کالسکه امروزی بچه ها) .

خیابانهای روس عرض شان نود متر است.

چه کاردارید می کنید؟ صحبت این است که نیاکان ما تخمی را کاشتند که امروز جابجایی آن مشکل است.

کدام خیابان بناب را می توان به عقب کشید؟ با کدام اعتبار و بودجه ؟ بنابراین نشدنی است و باید با مشکلات ساخت.

نکته دیگر اینکه اگر نیاکان ما اشتباه کردند چرا ما هم اشتباه می کنیم؟ بسیاری از میادین و معابر امروز می توانند توسعه یابند اگر به فردا واگذار شود ناممکن خواهد بود.

این کار به مدد یک شورای شهر قوی و شهردار قوی و اوضاع سامان یافته اقتصادی شهر و کشور میسر است.

HSN[divider] کمی هم از خومان بگوییم! همیشه عادت کرده ایم که از کاستی های شهر خود بگوییم و دنبال امیر کبیری باشیم تا ما را و شهر ما را نجات دهد.

عیبی ندارد.

این کار از رو حیه کمال طلبی ما است.

می خواهیم از هر عیب و نقصی به دور باشیم.

اصناف شهر و رانندگان تاکسی و خباز ها بهتر با روحیات مردم آشنا هستند.

اما اگر بخواهید مشاهده کنید که در چگونه جایی اردو زده و ساکن شده اید باید کمی وقت گذاشته و در کوچه و خیابان نظاره گر رفتار مردم باشید.

کسانی که در خیابان پوست همدیگر را می درند ( رانندگان سواری) می بینید که چگونه دسته جمعی و با رعایت احترام و ادب در مجلس ترحیم تسلی بخش دردهای دیگران می شوند! کسانی که نوبت های نان چند ردیفی ! در نانوایی ها تشکیل و یا بدون درست کردن صف در مقابل نانویی ، گردهمایی !! تشکیل می دهند.

کسانی که با بوق های بی مورد شان دود از سر رانندگان جلوی بر می خیزانند ، چگونه در مراسمات افطار و خیرات و عروسی مثل بره کار هم می نشینند.

شهر پر از بی نظمی های اخلاقی است.

اگر شما فردی آرام و منضبط و بدون روحیه درندگی باشید نمی توانید دراینجا راحت باشید.

گیریم که توسعه شهر تا عجب شیر و مراغه امتداد پیدا کند.

گیریم که تاسیسات شهری کامل شود ، گیریم که مفاخر و میراث و آثار تاریخی شهر به ما چشمک بزند ، اگر چه دل کندن از دیار و موطن آزار دهنده است اما زندگی با بد اخلاقان - درندگان شهری - زیاده خواهان مشکل است.

در شهری که بوق زدن جزو عادات بد آنها شود، بدون توجه به حقوق دیگران هر طور خواستی همانطور رانندگی کنی همانطور زندگی کنی فقط به فکر خود باشی و جلو زدن از دیگران به هر قیمتی که باشد با وجود مراکز تعلیم نظیر حوزه و دانشگاه جای سوال دارد.

شهر نیست باصطلاح کرده بازار است.

روستای کندلوس ( در ویکی پدیا و گوگل دنبالش بگردید) اگر چه روستا است اما می تواند همه شهر ما را با این ثروت و سرمایه و جمعیت از نظر فرهنگی در کام خود قورت دهد.

ثروت تا جایی مهم است .

مهم این است که آدم باشی و به حقوق دیگران تجاوز نکنی.

این دل نگرانی زمانی زیاد می شود که آدم به اقصی نقاط کشور مسافرت کند و تفاوتها را احساس کند.

یا باید آقدر صبرو حوصله و عمر داشت که منتظر ماند و دید ساکنان وطنش به توسعه فکری رسیده و زندگی در کنار آنان لذت بخش است و یا باید بار سفر بست و دنبال جایی گشت که یا قانون و یا اخلاق و انصاف در آن حاکم باشد.

HSN [divider] داشت از کله اش دود بلند می شد.

چون کارمند محترم در تکمیل مدارک ارباب رجوع چیزی را از قلم انداخته و مراجعه کننده را به دردسر انداخته بود.

حتما شما هم در مراجعه به بانکها - ثبت- دفترخانه - ادرات دولتی - شهرداری - اتحادیه و .

به چنین مشکلی برخورد نموده و بخاطر نقص مدارک ( که مسبب آن کارمندمحترم می باشد) مجبور شده اید یک روز کاری دیگر مجددا مراجعه نمایید.

این اشتباهات معمولا بدور از چشم روسای ادارات و موسسات انجام می شود و معمولا مراجعه کننده بخاطر جلوگیری از ایجاد تنش و پیچیده ساختن پرونده خود ، کمتر موضوع را به رئیس آن اداره منتقل می کند.

البته کارمندان خبره و مجرب از چنین خطاهایی مصون هستند اما باید توجه داشت که به حافظه سپردن فهرست مدارک مورد نیاز مراجعه کننده ممکن است در طول مدت زمان در ذهن تثبیت نشود.

بهترین کار در حوزه مسئولین دوایر و سرپرستان بخش در هر سازمان ، مکتوب نمودن مدارک مورد نیاز برای حل یک مشکل و یا ارائه خدمات است.

همچنین تحویل یک بروشور کوچک از مدارک مورد نیاز و مراحل انجام کار بسیار مطلوب می باشد.

بنابراین چون نمی توان درب هر سازمانی را کوبید که آقای رئیس لطفا به کارمندانتان این موارد را سفارش نمایید ، ناممکن است لذا در اینجا اداره محترم فرمانداری می تواند با ارسال بخشنامه ای به کلیه شرکتها و سازمانهای خصوصی و دولتی و تعاونی ها ، از آنان بخواهد که هنگام ارائه خدمات به مشتری ، لیست مدارک مورد نیاز مکتوب باشد .

همچنین سیر مراحل انجام خدمت نیز مکتوب بوده و بدست مشتری داده شود تا مشتری ترتیب اجرای امورات خود را بداند.

این بخشنامه می تواند از میزان آشفتگی بکاهد.

معمولا درد کشیده درد یک دردمند را بهتر می فهمد.

کارمندانی که حود روزگاری دچار این بلاشده اند سعی می کنند که مشتری را عمدا و سحوا ندوانند.

اینکه چرا این اشتباهات روی می دهد دارای سه دلیل عمده است: 1- کارمند مورد نظر از طبقه مرفه و آقازاده است و خیالش نیست که سردواندن مشتری چه مصیتی را به مشتری تحمیل می کند 2- فشار کار زیاد است و کارمند فراموش می کند که توضیحات لازم را بدهد.

3- کارمند مورد نظر فاقد مهارت بوده و زندگی فلاکت بار در روستا را ترک و با توسل به حیلت الحیلی خودرا به استخدام یک شرکت و نهاد درآورده است و هنوز به ارزش وقت و زمان پی نبرده است.

همچنانکه ساخت یک دیوار با ذره ذره چیدن خشت و آجر تکمیل می شود ، حل مشکلات نیز به تدریج انجام می شود البته اگر اراده ای وجود داشته باشد.

HSN باعرض سلام.

ساخت مجتمع8طبقه تجاری خدماتی واقع دربنفشه بدون پارکینگ انهم درهسته مرکزی شهر خیانت به شهر نیست؟انهم بااین حجم ترافیک؟واقعاچه کسانی به این صورت مجوزوپروانه ساخت صادرمیکنن.

درصورت ترتیب اثرندادن حتما به استانداری مراجعه تاخانئنین به شهربناب مشخص وجلوی ساختوسازغیرقانونی گرفته شود.